تصاویری از برگزاری مراسم جشن روز دختر و کسب و کار مشاغل خانگی ( خرداد 1400 )














ششم ذی القعده مصادف است با روز بزرگداشت حضرت احمد ابن موسی شاهچراغ علیه السلام فرزند بزرگوار امام موسي كاظم علیه السلام است و این روز در دهه ی کرامت واقع شده است که ابتدای این دهه با ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها(۱۷۳ ه ق) شروع، با بزرگداشت حضرت احمد ابن موسی علیه السلام ادامه و با ولادت حضرت امام رضا علیه السلام (۱۴۸ ه ق) به پایان می رسد و به همین دلیل این دهه به دهه ی کرامت نامیده شده و از جایگاه ویژه ای برخوردار است.به مناسبت پاسداشت دهه ی کرامت و روز بزرگداشت حضرت احمد ابن موسی شاهچراغ علیه السلام در این روز مردم از اقصی نقاط ایران اسلامی به ویژه استان فارس به آستان مقدس حضرت احمد ابن موسی علیه السلام شرفیاب می شوند و نسبت به ساحت مقدس آن حضرت ادای احترام می کنند و حاجات و آرزوهایشان را از آن آستان مقدس طلب می نمایند. پیاده آمدن بسیاری از افراد که از دیگر شهرهای استان فارس به این حرم مشرف می شوند و اجرای ده ها برنامه ی فرهنگی و معنوی دیگر نشان دهنده عشق و علاقه این مردم ولایتمدار به این امام زاده جلیل القدر است.
شاهچراغ آرامگاه «میر سید احمد» ملقب به شاهچراغ، برادر تنی امام رضا (ع) و پسر موسی کاظم هفتمین پیشوای شیعیان است.
آرامگاه شاهچراغ در شمال خیابان احمدی در شهر شیراز قرار دارد. آرامگاه سید میرمحمد برادر سید میراحمد نیز در نزدیکی شاهچراغ است.
داستان خانواده امام رضا (ع) و شیراز بدین شرح است که آنها برای کمک رسانی به برادر خود، امام رضا (ع) راهی خراسان شده بودند اما وقتی خبر شهادت حضرت به گوش آنها میرسد، تصمیم میگیرند مدتی را بهطور مخفیانه در منزل یاران خود در شیراز به سر ببرند. مأمون، قاتل امام رضا و حاکم حکومت عباسی، از این ماجرا خبردار میشود و دستور میدهد که هردوی آنها را به قتل برسانند. هر دو بزرگوار نیز در شیراز خاکسپاری میشوند.
روایت شده است:
تا زمان عضدالدوله دیلمی کسی از محل دفن احمد بن موسی اطلاعی نداشت و اطراف محل دفن ایشان خانههای کوچک محلی بود. در نزدیکی آرامگاه کنونی پیرزنی زندگی میکرد که متوجه شد در شبهای جمعه نوری از بالای تپه نزدیک خانه بیرون میزند که نور چراغ نیست. چند وقتی این موضوع را پیگیری کرد تا اینکه تصمیم گرفت موضوع را به عضدالدوله اطلاع دهد. در ابتدا کسی حرف پیرزن را باور نکرد و اما امیر عضدالدوله خوابی میبیند که حرف پیرزن را تایید میکند. او نیز کنجکاو میشود تا ببیند ماجرا از چه قرار است! سرانجام متوجه محل دفن احمد بن موسی میشوند.
برای نامگذاری دو داستان وجود دارد:
آرامگاه شاهچراغ چندین ورودی دارد. چند تا از این ورودیها رو به میدان احمدی و به شرح زیر هستند:
دو ورودی شمالی، مخصوص خانمها و دو ورودی جنوبی مخصوص آقایان است. در بین ورودیها، یک در طلای ایوان مطهر وجود دارد که بر روی آن اشعار منبتکاری شده حک شدهاند. خانمها باید با چادر وارد شوند و اگر چادر همراهشان نیست میتوانند از چادرهایی که در ورودی هست استفاده کنند.
سپس به صحن بارگاه میرسید. قبلاً هرکدام از آرامگاهها یک صحن داشت و از طریق بازار میان دو حرم به هم میرسیدند. اما اکنون با تخریب بازار، یک صحن وجود دارد. صحن حرم، یک حیاط مستطیل شکل با یک حوض زیبا و بزرگ در وسط خود دارد. اطراف صحن درختکاری و نورپردازی شده تا از جلوهی زیبایی برخوردار باشد. در اطراف حیاط، اتاقهایی دو طبقه با کاشیکاری استادانه تزئین شدهاند.ایوان حرم شاهچراغ که قدمتی از دوران قاجار دارد در قسمت شرقی حرم شاهچراغ است. این ایوان قبلاً ۱۰ ستون هرکدام با ارتفاع ۱۰ متر از جنس چوب داشت اما اکنون جنس آنها آهنی شده است. بر روی سقف ایوان، نقش نام ائمه اطهار با چوب نارنج تزئین شده و جلوی ایوان سنگ مرمر دیده میشود.حرم مطهر، دو گلدسته در قسمتهای شمالی و جنوبی دارد که بسیار زیبا معرقکاری شدند. روی گلدسته جنوبی اسامی ائمه و روی گلدسته شمالی اسامی خداوند حک شده است. در گنبد حرم شاهچراغ از کاشیهای طلایی، فیروزهای، لاجوردی، زرد، سفید، آبی و مشکی استفاده شده و طرح معرقی دارد.چهار شاهنشین در چهار طرف حرم وجود دارد. در داخل ضریح، صندوق از جنس خاتم روی مقبره قرار دارد و ستونهای داخل و سقف نیز با خاتم تزئین شدهاند. آیینهکاری و شیشههای رنگی داخل حرم جلوهای معنوی و روحانی را به این مکان دادهاند. در این حرم شما هنر آیینهکاری و کاشیکاری را کنار هم میبینید که واقعاً ترکیبی بینظیر را ساخته و زائر را مبهوت خود میکنند.. سبک معماری شاهچراغ، به سبک آذری نزدیک است.


در تقویم ملی کشور روز اول ماه ذی القعده، روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) را به دلیل تجرد آن حضرت به نام روز دختر نامگذاری کردهاند.در این روز که مصادف با روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) است و به نام "روز دختر" نامگذاری شده در بین شیعیان جهان جایگاه ویژهای دارد و خانوادههایی که دارای فرزند دختر هستند به بهانه این روز برای دختران خود هدیه میگیرند و بیش از پیش آنها را مورد محبت خود قرار میدهند.حضرت معصومه (س) در روز اول ذیالقعده سال ۱۷۳ هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشودند. این بانوی بزرگوار از همان آغاز در محیطی پرورش یافتند که پدر، مادر و فرزندان، همه به فضائل اخلاقی آراسته بودند. روایت است که برادر بزرگوار حضرت معصومه (س)، حضرت امام رضا (علیه السلام) ایشان را معصومه صدا میکردند و جدشان امام صادق (علیه السلام) قبل از تولد ایشان، حضرت معصومه (س) را به �کریمه اهل بیت� ملقب نمودند.
** ولادت حضرت معصومه (س)
عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار میرفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتابهای روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسی بن جعفر (ع) یاد شده است، امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند، و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار میرود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونهای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است، میتوان مرتبهای از عصمت، نه در حد ائمه برای ایشان قائل شد. این مساله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمیرسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده میشود.
** سفر به ایران و شهادت ایشان
حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال ۲۰۱ هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عدهای از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلی مورد استقبال مردم واقع میشد. در شهر ساوه عدهای از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانی مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتی بنابر نقلی حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز ۲۳ ربیع الاول سال ۲۰۱ هجری قمری حضرت وارد شهر مقدس قم شدند و در محلی که امروز �میدان میر� نامیده میشود در منزل �موسی بن خزرج� فرود آمدند و افتخار میزبانی حضرت نصیب او شد و پس از ۱۷ روز زندگی در این شهر رحلت کردند.مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش این بانوی بزرگ اسلام را به سوی محلی به نام �باغ بابلان� که قبرستان خانوادگی �اشعریون� بود، تشییع کردند. پس از سالها حضرت زینب (س) دختر امام جواد (ع) اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوی بزرگوار اسلام، قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بیت (ع) و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.او بنت رسولالله و بنت ولیالله و دخت ولیالله و عمه ولیالله است و این امر خود سرچشمه سایر فضایل و کمالات معنوی و روحانی آن بزرگوار است. عالمه و محدثه اهل بیت (ع) یکی از والاترین عناوینی است که نشان دهنده بلندی مرتبه علم و آشنایی کریمه اهل بیت (ع) با معارف بلند اسلام و مکتب حیاتبخش تشیع است و به آن استناد میکنند، چرا که آن حضرت جز از افراد مورد وثوق و اطمینان حدیث نقل نمیکند.او معصومه است و فاطمه معصومه که خود پرورش یافته مکتب ائمه طاهرین (ع) و یادگار صاحبان آیه تطهیر است، نمونه عالی از طهارت و پاکی است، به حدی که خاص و عام او را بهعنوان معصومه لقب دادهاند، چنانچه حضرت رضا (ع) فرمود: �من زار المعصومه بقم کمی زارانی: کسی که فاطمه معصومه را در قم زیارت کند، مثل آن است که مرا زیارت کرده باشد.از جمله کسانی که به شفیعه بودنش در روایات و آثار دینی تصریح شده است، فاطمه معصومه است، امام صادق (ع) می فرماید: به شفاعت او همه شیعیانم، وارد بهشت خواهند شد.امام رضا (ع) فرمودند: کسی که فاطمه معصومه را زیارت کند، در حالی که معرفت به حق او داشته باشد، پاداش او بهشت است و امام جواد (ع) فرمود: کسی که قبر عمه ام را در قم زیارت کند، سزاوار بهشت است.
** ویژگی های حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) ویژگیهای منحصربه فردی دارد که هیچیک از امام زادگان ندارند؛ حرم آن حضرت و قبر نورانیاش برکات بزرگی دارد که در کمتر نقطهای از زمین میتوان یافت؛ بی مبالغه است که گفته شود یکی از مقدسترین اماکن روی زمین و معادل دیگر اماکن مقدس دنیاست.در میان امامزادگان ایران و شهر قم و فرزندان حضرت امام موسی (علیهالسلام) که نورافشانی میکنند، ماه تابانی که همه آنها را تحتالشعاع انوار درخشان خود قرار داده، تربت پاک شفیعه محشر، کریمه اهلبیت پیامبر صلیالله علیه و آله دخت گرامی موسی بن جعفر، حضرت معصومه سلامالله علیها است.حضرت فاطمه معصومه سلامالله علیها از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی در بین فرزندان موسی بن جعفر سلامالله علیها بعد از برادرش، علی بن موسیالرضا علیه السّلام در والاترین رتبه جای دارد. این در حالی است که شیخ مفید و دیگران فرزندان دختر امام کاظم علیه السّلام حداقل هجده تن بودهاند و فاطمه در بین اینهمه بانوی مکرمه سرآمد بوده است.حاج شیخ عباس قمی درباره دختران موسی بن جعفر مینویسد: " برحسب آنچه به ما رسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی علیه السّلام معروف به حضرت معصومه است".اما شیخ محمدتقی تستری در " قاموسی الرجال " فضیلت وی را نه تنها در بین دختران، بلکه پسران حضرت غیر از امام رضا علیه السّلام بینظیر میداند و مینویسد: " در میان فرزندان امام کاظم علیه السّلام با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا علیه السّلام کسی مثل حضرت معصومه سلامالله علیها نیست.بدون شک این نحوه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر علیه السّلام بر برداشتهایی استوار است که از متن روایات وارده از ائمه به دست آمده است. روایاتی که مقامهایی را برای فاطمه معصومه سلامالله علیها برشمردهاند مقامی که نظیر آن را برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکردهاند و به این ترتیب نام فاطمه معصومه سلامالله علیها را در شمار زنان برتر جهان قرار دادهاند.
** کلام آخر
سالروز ولادت حضرت معصومه (س) در تقویم ملی ایران به نام روز دختر و برای ارج نهادن به این قشر عزیز جامعه نامگذاری شده است. روزی، هر چند نمادین میتوان پای درد و دل دختران جوان نشست و به فکر راه چارهای برای رفع مشکلات آنان بود. زیرا این دختران، مادران فردای این مرز و بوم هستند و باید همواره این قشر را عزیز بداریم.

امام صادق(ع) بنا به نقل برخی منابع، در 17 ریبع الاول سال 80 هجری و به نقل منابع دیگر، در سال 83 هجری دیده به دنیا گشودند. ایشان در مدینه و در زمان عبدالملک بن مروان متولد شدند. روزگارى که امت اسلامى طعم تلخ حکومت ستمگرانه عبد الملک را مىچشید، مبلغان فاسد اندیشههاى فاسد مىپراکندند و فرمانروایان ستمگر چیره بودند. مادر آن حضرت فاطمه (امفروه) دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر مىباشد.
نام، نسب و القاب
جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب، ششمین امام مذهب شیعه امامی و پنجمین امام مذهب اسماعیلیه است. پدر او امام محمد باقر(ع) و مادرش ام فروه دختر قاسم پسر محمد بن ابوبکربود. برطبق کشف الغمه، از آنجا که نسب مادر امام صادق(ع) هم از پدر و هم از مادر به ابوبکر میرسید، امام صادق گفته است: «لَقَدْ وَلَدَنِی أَبُو بَکْرٍ مَرَّتَیْن» (من دو بار از ابوبکر متولد شدهام)؛ اما برخی از جمله علامه شوشتری و محمدباقر مجلسی، این روایت را جعلی میدانند.کنیه مشهور امام صادق(ع)، ابوعبدالله (ناظر به دومین فرزندش عبدالله افطح) است. با کنیههای ابواسماعیل (ناظر به فرزند ارشدش، اسماعیل) و ابوموسی (ناظر به دیگر فرزندش امام موسی کاظم(ع)) نیز از او نام بردهاند.مشهورترین لقب او «صادق» است. برطبق روایتی، پیامبر اسلام(ص) این لقب را به او داده است تا از جعفر کذاب تمایز یابد؛ اما برخی گفتهاند امام صادق(ع) به جهت پرهیز از شرکت در قیامهای عصر خود، صادق لقب گرفته است؛ چراکه در آن زمان به کسی که مردم را گرد خود جمع و به قیام برضد حکومت تحریک میکرد، کذّاب (دروغگو) میگفتند. در همان دوران ائمه این لقب برای امام صادق(ع) به کار میرفته است.برخی از علماء اهل سنت چون مالک بن انس، احمد بن حنبل و جاحظ نیز از او با این لقب نام بردهاند.
فرزندان امام صادق(ع)
از امام جعفر صادق(ع) هفت پسر و سه دختر بر جاى ماند که عبارتند از:
1- اسماعیل معروف به اعرج که بزرگترین فرزند وی است. اسماعیل در زمان حیات حضرت از دنیا رفت. پس از شهادت حضرت صادق(ع) عده ای از کجاندیشان به امامت اسماعیل و عدهای به امامت فرزند اسماعیل محمد پیوستند که آنان را اسماعیلیه میگویند.
2- عبدالله بن افطح : وی همیشه با خواسته های پدر مخالفت میکرد. بعد از پدر مدعی خلافت و امامت شد و جمعی نیز امامت وی را پذیرفتند که آنان را فطحیه مینامند. بعدها چون مردم ضعف علمی و عملی وی را مشاهده کردند از او برگشته و به امامت موسی بن جعفر روی آوردند.
3- امام موسی کاظم(ع)
4- اسحاق بن جعفر صادق(ع) شخص جلیلالقدر و اهل فضل و تقوی بود و احادیث بسیاری نقل کرده است و به امامت برادرش موسی علیه السلام قائل بود.
5- محمد دیباج بن جعفرصادق(ع)
این شخص والا از شجاعترین مردمان عصر خود بود و در تمام سال یک روز در میان روزهدار بود. در سال یکصد و نود و نه به مأمون عباسی به خاطر ظلمها و حقکشیهای وی خروج کرد و مأمون نیز یکی از سرداران سپاه خود به نام عیسی جلودی را با لشکری مجهز به جنگ وی فرستاد. در این جنگ سپاهیانش را فراری دادند و خود ایشان را نیز دستگیر کردند. وقتی که به مرز خراسان رسیدند در محلی به نام «فرقان چاپی» که امروزه معروف به لطف آباد است دار فانی را وداع گفت.
6- عباس بن جعفر صادق(ع) است که سید جلیل القدر و دانشمند و فاضلی بوده است.
7- علی بن جعفر(ع) شخص کثیر الفضل و پرهیزگار و صاحب عقیده صادق بود. این بزرگوار تحت تربیت برادرش حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام به مقامات عالی علمی و عملی نایل شد.
دختران امام صادق(ع):
1- ام فروه که همنام مادرش بود. این ام فروه عروس زید بن علی بن الحسین بود.
2- اسماء
3- فاطمه
سیمای آن حضرت
بیشتر شمایل آن حضرت مثل پدرش امام باقر(ع) بود. جز آنکه کمی باریکتر و بلندتر بود. مردی بود میانه بالا، افروخته روی، پیچیده موی و پیوسته صورتش چون آفتاب میدرخشید. در جوانی موهای سرش سیاه بود. بینیاش کشیده و وسط آن اندکی بر آمده بود و برگونه راستش خال سیاهی داشت. محاسن آن جناب نه زیاد پرپشت و نه زیاد تنک بود. دندانهایش درشت و سفید بود و میان دودندان پیشین آن گرامی فاصله داشت. بسیار لبخند میزد و چون نام پیامبر برده میشد رنگ رخسارش زرد و سبز می شد. در پیری سفیدی موی سرش بر وقار و هیبتش افزوده بود.
حاکمان دوران امامت ایشان
حیات امام صادق(ع)، با خلافت ده خلیفه آخر بنی امیه از جمله عمر بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه نخست عباسی، سَفّاح و منصور دوانیقی همزمان بود. او در سفر امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن عبد الملک صورت گرفت، همراه پدر بود. در امامت امام صادق(ع)، پنج خلیفه آخر اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به بعد و سفاح و منصور خلفاء عباسی حکومت کردند. در این دوران حکومت بنیامیه ضعیف و سرانجام سرنگون شد و پس از آن بنیعباس روی کار آمدند. ضعف و عدم نظارت حکومتها فرصت مناسبی برای امام صادق(ع) جهت انجام فعالیتهای علمی فراهم کرد.البته این آزادی تنها در دهه سوم قرن دوم قمری، وجود داشت و پیش از آن در زمان بنیامیه و پس از آن به جهت قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم فشارهای سیاسی فراوانی بر ضد امام صادق(ع) و پیروانش وجود داشت.


با اعلام معاونت توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی نهاد کتابخانههای
عمومی کشور، از صبح امروز شنبه 8 خرداد، کتابخانههای عمومی فعال در مناطق نارنجی کرونایی، خدمات خود را به صورت حضوری به اعضا و مراجعان ارائه میدهند.به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان یزد، با توجه به رنگبندی کرونایی نقاط مختلف کشور و براساس تمهیدات اندیشیده شده از سوی معاونت توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی نهاد، امکان ارائه خدمات امانت کتاب به اعضای کتابخانه های عمومی مناطق با رنگبندی نارنجی کرونایی فراهم شد.بر این اساس، از امروز شنبه ۸ خردادماه کتابخانههای عمومی استان یزد که در مناطق نارنجی قرار دارند، براساس دستورالعملهای بهداشتی ستاد ملی مبارزه با کرونا و شیوههای ابلاغی معاونت توسعه کتابخانهها و ترویج کتابخوانی، به ارائه خدمات امانت منابع میپردازند و تنها سالنهای مطالعه تعطیل است.گفتنی است، به جز در شهرها و مناطق با سطح هشدار قرمز که کتابخانههای عمومی تنها به ارائه خدمات مجازی میپردازند، کتابخانههای عمومی سراسر کشور در مناطق نارنجی، زرد و آبی با رعایت شیوهنامههای بهداشتی به ارائه خدمات حضوری به اعضا میپردازند.
دومین جلسه انجمن کتابخانههای عمومی شهرستان بافق در سال جاری به ریاست فرماندار این شهرستان و با حضور مدیرکل کتابخانههای عمومی استان یزد در سالن جلسات شهرداری بافق برگزار شد.به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان یزد، دومین جلسه انجمن کتابخانههای عمومی شهرستان بافق به منظور بررسی و رفع مشکلات کتابخانههای عمومی به ریاست سیدمهدی طلاییمقدم فرماندار شهرستان و با حضور رقیه دوست فاطمیها، مدیرکل کتابخانه های عمومی استان یزد، حامد عطارها، معاون این اداره کل، جمعی از کارشناسان این اداره کل و اعضای انجمن در سالن جلسات شهرداری بافق برگزار شد.در ابتدای جلسه، طلاییمقدم، فرماندار بافق گفت: توسعه کمی کتابخانهها و دستیابی آسان به کتابهای موردنیاز، از مهمترین راههای جذب مردم به کتابخوانی است.رقیه دوست فاطمیها، مدیرکل کتابخانههای عمومی استان نیز در این نشست با مثبت ارزیابی کردن فضای همدلی و همراهی مسئولان در شهرستان بافق، بیان داشت: خوشبختانه فرمانداری، شهرداری، شورای اسلامی، شرکت سنگ آهن مرکزی و اداره آموزش و پرورش بافق همواره حامی برنامههای فرهنگی و ترویجی کتابخانهها بودهاند و در راستای ترویج کتابخوانی نیز گامهای ارزشمندی برداشته شده است.حامد عطارها، معاون اداره کل کتابخانههای عمومی استان یزد نیز در این جلسه گزارشی از فعالیتهای این اداره کل ارائه کرد.وی با اشاره به انجام هفت دور بازدید کارشناسی از تمامی کتابخانههای استان، گفت: رفع مشکلات و نواقص کتابخانه و همچنین تجهیز و بهسازی کتابخانههای محمدمفیدی، امیرکبیر و منتظران مهدیه مبارکه از جمله آثار این بازدیدهای کارشناسی در بافق بوده است.اعضای انجمن کتابخانههای عمومی شهرستان بافق نیز در نشست این انجمن، بر اهمیت غنیسازی منابع کتابخانههای عمومی و شناسایی فضاهای مناسب برای احداث کتابخانه های عمومی در نقاط مختلف تأکید کردند.بهسازی منزل قدیمی واقع در خیابان مهدیه شهر بافق برای کاربری کتابخانه توسط شهرداری و تأمین اعتبارات لازم برای تهیه کتابهای موردنیاز کتابخانهها توسط فرمانداری، از مهمترین مصوبات این جلسه بود.در پایان دومین جلسه انجمن کتابخانههای عمومی بافق، از تلاشهای یک ساله اعضای انجمن کتابخانههای عمومی این شهرستان با اهدای لوح سپاس و هدایایی تقدیر شد.

مدیرکل کتابخانههای عمومی استان یزد در نخستین جلسه شورای اداری این اداره کل تصریح کرد:در ترسیم چشمانداز درازمدت کتابخانههای عمومی استان، تلاش میکنیم کتابخانه را به خانه اجتماعی امن برای اعضا تبدیل کنیم.به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانههای عمومی استان یزد، نخستین جلسه شورای اداری اداره کل کتابخانههای عمومی استان یزد روز چهارشنبه 5 خرداد به ریاست رقیه دوست فاطمیها، مدیرکل کتابخانههای عمومی استان یزد و با حضور کارکنان ستادی این اداره کل در کتابخانه مرکزی یزد برگزار شد. رؤسای کتابخانههای 10 شهرستان استان نیز به صورت ویدئوکنفرانس در این جلسه حضور داشتند.مدیرکل کتابخانههای عمومی استان یزد با بیان اینکه سال 1400 سال آغازین قرن جدید است، تصریح کرد: باید تلاش کنیم در سال جدید یک چشمانداز درازمدت برای کتابخانههای عمومی ترسیم کنیم تا آینده این مراکز فرهنگی درخشان باشد.دوست فاطمیها بیان داشت: عضو و مراجعهکننده باید احساس کنند کتابخانه، خانه اجتماعی و امن وی است و از حضور در آن لذت ببرد که البته رسیدن به این چشمانداز، تلاش همه همکاران در ردههای مختلف را میطلبد.وی با اشاره به راهاندازی وایفای رایگان در تمامی کتابخانههای عمومی در ابتدای سال جاری گفت: این اتفاق با دو هدف صورت گرفت، اول اینکه اعضای کتابخانه بتوانند شرایط مطلوبی از جهت بهرهمندی از امکانات مطلوب فناوری را در کتابخانه تجربه کنند و در کنار آن نیز همکاران برای فعالیت فرهنگی و ترویجی در فضای مجازی دچار مشکل نشوند.دوست فاطمیها همچنین ادامه داد: با توجه به اینکه شرایط حاد کرونا در برهههای مختلف سبب شد تمرکز فعالیتهای فرهنگی به سمت فضای مجازی برود، تلاش کردیم زیرساختهای فناوری برای همه همکاران فراهم باشد.حامد عطارها، معاون ترویج کتابخوانی و توسعه کتابخانههای اداره کل نیز با اشاره به اینکه دورکاری همکاران در ایام کرونا به معنای تعطیلی کتابخانهها نیست، خواستار استمرار فعالیتهای کتابخانهها در فضای مجازی در ایام دورکاری کرونا شد تا شرایط برای ارائه خدمات فیزیکی مجدداً فراهم شود.وی در بخش دیگری از سخنان خود بیان داشت: در شهرستانهای نارنجی و قرمز که فعالیت فیزیکی کتابخانهها محدود است، موضوع ارسال کتاب به اعضای علاقهمند در قالب طرح «پیک کتاب» با جدیت دنبال شود.علی ملاعبلاسی، معاون اداری مالی اداره کل کتابخانههای عمومی استان نیز در این نشست خواستار پیگیری ویژه رؤسای ادارات شهرستانها برای تعیین و ارسال نیازهای تجهیزاتی و عمرانی در هر شهرستان شد.در ادامه این جلسه رئیس اداره ترویج کتابخوانی، رئیس اداره امور اداری و کارشناسان حراست، انجمنها، اداری، بودجه، فرهنگی، منابع و امور اداری به تشریح مباحث تخصصی حوزه کاری خود پرداختند.جمعی از رؤسای کتابخانههای عمومی شهرستان استان نیز به بیان نظرات و دیدگاههای خود پرداختند و سئوالات خود را در خصوص حوزههای تخصصی بیان کردند که کارشناسان ستادی پاسخگوی این سئوالات بودند.ارسال فعالیتهای فرهنگی کتابخانهها در بازههای زمانی موردنظر به واحد فرهنگی و انعکاس مطلوب آنها در فضای مجازی، لزوم رعایت دستورالعملهای حفاظتی و رعایت بیطرفی در کتابخانهها در آستانه انتخابات پیشرو و آمادگی کتابخانهها برای برگزاری باشکوه یازدهمین دوره جشنواره کتابخانوانی رضوی، از مهمترین مصوبات این جلسه بود.




"خرمشهر آزاد شد". این تیتر خبری است که در سوم خرداد سال 61 موجی از شادی و سرور را در کشور به راه انداخت و مردم با شنیدن آن به خیابانها رفته و به شادی و پخش شیرینی پرداختند. خبری که پس از گذشت سالها هنوز که هنوز است، لبخند رضایت و احساس غرور را در ایرانیان بوجود می آورد.رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس موفق شدند شهر خرمشهر را پس از ۵۷۶ روز اشغال توسط نیروهای ارتش عراق، در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ از دشمنان بازپس گرفته و شهر خرم ایران را به آغوش وطن بازگردانند.






ویکتور هوگو، نویسنده فرانسوی، به عقیدهی بسیاری یکی از برجستهترین شاعران و نویسندگان رمانتیسیسم فرانسه است. او به خاطر خلق آثار متعددش شهرت دارد و مهارت رواننویسیِ شعر و رمانش بسیار چشمگیر است.ویکتور هوگو (Victor Hugo) در بسانسون فرانسه در ۲۶ فوریه ۱۸۰۲ متولد شد. او و دو برادر بزرگترش اوژِن و اَبل، با مادرشان در پاریس زندگی میکردند و پدرشان که ژنرال و حکمران استان آولینو در ایتالیا بود، دور از آنها به سر میبرد. مادر هوگو دوستیِ ویژهای با ژنرال ویکتور فَنو لائوری داشت و در زمانی که او به خاطر دشمنی با دولت فرانسه متهم شد، وی را در خانهاش پنهان کرد. از همان زمان فنو لائوری معلم پسرها شد.ویکتور و برادرانش دائماً برای دیدن پدر سفر میکردند و این سفرها باعث وقفه در تحصیلشان میشد. او به عنوان یک پسر جوان به نوشتن شعر علاقه نشان میداد. وقتی ۱۲ سال داشت، به همراه برادرانش در پانسیون کوردیه ثبت نام شد. در آنجا آنها علوم مختلف را یاد گرفتند و اوقات فراغتشان را به نوشتن شعر و نمایشنامه سپری میکردند. وقتی ویکتور ۱۵ سال داشت در یک مسابقه شاعری برنده شد و سال بعد در مسابقه آکادمی دِ ژو فلورو مقام اول را دریافت کرد. شهرت ویکتور هوگو به عنوان شاعر در سالهای اولیه زندگیاش شکل گرفت و در سال ۱۸۲۲ حقوق بالایی داشت.در سال ۱۸۲۲ یک سال و نیم بعد از مرگ مادرش که مخالفت شدیدی ابراز میکرد، هوگو با عشق دوران بچگی خود اَدِل فوشه ازدواج کرد. این زوج بعدها صاحب چهار فرزند شدند. آپارتمان آنها در پاریس میزبان نویسندگان جاهطلب جنبش رمانتیک بود. در همان سال هوگو اولین کتاب امضا شدهی خود یعنی قصیدهها و اشعار گوناگون را نیز منتشر کرد.
در سال ۱۸۲۴، تعداد کمی از دوستان هوگو گروهی به نام میوز را شکل دادند. تمام اعضای این گروه نویسندگان جوانی بودند که قصد گذشتن از سد نئوکلاسیسیسم را داشتند -سبکی که منشاء آن یونان و رم باستان بود و در آن نوشتار منطقی، شفاف و منظم ارزش داشت. بعد از دیدار او با آلفونس دو لامارتین و کشف داستانهای موزیکال آلمانی، در سال ۱۸۲۶ هوگو اغانی و قصاید را منتشر کرد که در مخالفت مشخص با نئوکلاسیسیسم بود.سالهای ۱۸۲۶ و ۱۸۲۷ دوران موفقیت سناکْل یا همان گروه جوانان رمانتیکی بود که هوگو و شاعریاش را حمایت میکردند. آنها هوگو را شاهزاده شعرها نامیده بودند. با حمایت و توصیه دوستان، او رویکرد خود را به رمانتیسیسم (سبکی متعلق به دهه ۱۸۰۰ که روی آزادی فرم نوشتاری و بیان قوی احساسات، تجربههای مشترک مردم و بیانهای خیالی تاکید داشت) تغییر داد.این باور را در مقدمهی نمایشنامهی اجرا نشدهای به نام کراموِل میتوان دید که در سال ۱۸۲۷ منتشر شده بود. او احساس میکرد که شاعری باید از طبیعت پیروی و زیبایی و نیکی را با زشتی و پلیدی ترکیب کند. انجیل، هومر و ویلیام شکسپیر منابع الهام بخش این نوع ادبی جدید بودند.هوگو که قانع شده بود رمانتیسیسم باید خود را در تئاتر ثابت کند، کراموِل و تعدادی نمایشنامهی دیگر را دنبال کرد. در فوریه سال ۱۸۳۰ جنگ اِرنانی به روی صحنه رفت و در آن حامیان هوگو علیه نئوکلاسیسیستها و ضد رمانتیکها فریاد میکشیدند. این نمایش ۴۵ بار روی صحنه رفت که در آن روزها یک موفقیت دور از انتظار به حساب میآید.در سال ۱۸۳۱ هوگو، رمان نوتردام پاریس را منتشر کرد که جزء کارهای مشهور او به شمار میرود. در این اثر او امید داشت روح واقعی قرون وسطی متأخر را به وسیله خلق کلیسای جامع نوتردام و شخصیتهای داستان به خواننده منتقل کند. این کتاب یک موفقیت بزرگ بود.
همچنین در سال ۱۸۳۱ هوگو یکی از زیباترین مجموعههای شعر خود به نام برگهای پاییزی را منتشر کرد. باری دیگر او به موضوعات خصوصی پرداخت. این کتاب دغدغههایی را به تصویر میکشد که او دربارهی رویدادهای گذشتهاش به عنوان شاعر در سی سالگی احساس میکرد. این اندوه نه تنها به گذر عمر که به خیانت همسرش هم ارتباط داشت که به خاطر خودخواهیهای هوگو به دوستش پناه برده بود. تمام این احساسات را میتوان در برگهای پاییزی لمس کرد.هوگو به خاطر تنهایی حاصل از طرد شدن تاز سوی همسرش، عاشق یک بازیگر جوان شد. او حاضر شد تمام بدهیهای آن زن جوان را پرداخت کند تا او را نجات داده و در تمام زندگیاش آن زن را در کنار خودش داشته باشد. از این زمان او زندگی خود را مدیون این شاعر بزرگ میدید و زمان خود را صرف نامهنویسی به او میکرد که هزاران نسخه از آنها امروزه وجود دارند.با ظهور پادشاهی جولای، هوگو به شهرت و ثروت رسید و برای ۱۵ سال شاعر رسمی فرانسه محسوب میشد. در این زمان طیف وسیعی از کارهای جدید شامل سه نمایشنامه منتشر شد: لوکرزیا بورژیا، پادشاه خود را سرگرم میکند و روی بلا.در سال ۱۸۳۵ ترانههای گرگ و میش که شامل شعرهای عاشقانه ویکتور هوگو به ژولیت بود، منتشر شد. در سال ۱۸۳۷ نیز صداهای درونی را بهعنوان یادبودی برای پدرش نوشت که ژنرال ناپلئون بود. پرتوها و سایهها نیز سه سال بعد از آن به عنوان بیانیه او درباره احساسات شخصیاش انتشار یافت.
هوگو اکنون گرفتار جاهطلبی جدیدی شده بود: او میخواست یک دولتمرد شود. وقتی لویی فیلیپ در انقلاب ۱۸۴۸ شکست خورد، او خود را نامزد قائم مقام مجلس کرد. وقتی لویی ناپلئون شروع به کسب شهرت کرد، هوگو به حمایت از او پرداخت، اما شوق او برای ریاست دوام زیادی نداشت و تمام تلاش خود را به کار گرفت تا از زیر فشار رهایی یابد. در سال ۱۸۴۹ او نهایتاً رابطهاش را با ناپلئون سوم به هم زد.لویی ناپلئون بالاخره در شب دوم دسامبر سال ۱۸۵۰ به قدرت رسید و خود را به عنوان امپراطور معرفی کرد. هوگو مردم را به مبارزه با او تشویق میکرد و در این پروسه، بسیاری جان باختند. درگیری او در این رویدادها جانش را به خطر انداخت. ژولیت جان او را نجات داد و برایش پناهگاهی پیدا کرد تا بتواند اسباب فرارش به بروکسل را فراهم کند. از آنجا او به جزایر بریتیش چَنِل رفت.در نوامبر سال ۱۸۵۳ کتاب هوگو علیه ناپلئون به نام مجازات در بلژیک منتشر شد. اگر چه این کتاب در فرانسه ممنوع بود، اما به شکل غیرقانونی چاپ و به تعداد زیاد پخش شد.
در طی غیبت طولانی هوگو در فرانسه، او با نیمهی تاریک شخصیت خود روبهرو شد. جلسههای زیادی برای ملاقات با ارواح مردگان در خانهی او برگزار میشد. او باور داشت که با ارواح مشهوری در تماس است. ملاقاتی که از همه بیشتر او را تحت تأثیر قرار داد، با دختر محبوبش لئوپولدین بود که در واقعه تراژیکی به همراه همسر جوانش در رودخانه سن غرق شد.در واقع خانواده هوگو با تراژدیهای زیادی روبهرو شده بود. در حالیکه زندگی در انگلیس به شاعری او جان میداد، همسر و فرزندانش افسرده شده بودند. آنها بینهایت دلتنگ دوستان و آشنایان خود در پاریس بودند. دخترش اَدل که علاقهمند به دنیای فانتزی خود بود، نهایتاً از خانه فرار کرد. هوگو تجربههای خود را با ماورا ادامه داد تا زمانیکه با وضعیت روانی آسیبپذیر پسرش مواجه شد. همسرش هم او را ترک کرد تا در بروکسل زندگی کند و در همان شهر دار فانی را وداع گفت. تنها ژولیت بود که در تمام ۱۷ سال زندگی در انگلیس همیشه به او وفادار ماند.
در سال ۱۸۵۶ هوگو کتاب ملاحظات را نوشت. این اثر روند زندگی از کودکی تا مرگ را روایت میکرد و تمام تجربههای حسی که فرد در این پروسه با آن روبهرو میشود را در بر دارد. بسیاری از اشعار این کتاب ظهور اثر بعدی هوگو به نام افسانه قرنها را پیشبینی میکردند.در سال ۱۸۶۲ هوگو رمان بینوایان را نوشت که سالیان سال توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد. علاقه اصلی او یک دغدغه اجتماعی و انسانی در رابطه با انسانهای ضعیف و درمانده بود. این کتاب تنها یک داستان ماجراجویانه را روایت نمیکند بلکه داستانی عاشقانه و مرموز هم به حساب میآید. در این رمان، دغدغهی هوگو برای مردمی که در اجتماع با آنها با بیعدالتی رفتار شده است، به تمامی نشان داده میشود.وقتی ویکتور هوگو در ۲۲ می سال ۱۸۸۵ در پاریس درگذشت، مردی بود که در زمان حیاتش مورد احترام و ستایش قرار گرفته بود و در سطح جهان شهرت داشت.
(اینترنت )